عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : امیر حسین ثقفی

تهیه کننده : علی اکبر ثقفی

بازیگران : صابر ابر،مریلا زارعی،
مزدک میرعابدینی، محمود نظرعلیان

 

خلاصه فیلم

اکبر جوان کارگری که سرپرستی خانواده‌اش را برعهده دارد .  او تلاش می‌کند تا برای برادر سرباز کوچکترش در همان کارگاهی که خودش کار می‌کند شغلی دست و پا کند. اما برادر سرباز او در استادیوم فوتبال دچار حادثه‌ای می‌شود که درمان وی مستلزم مخارج سنگینی است.اکبر تلاش می کند از راه های مختلف هزینه ی درمان برادرش را تامین کند.

 

نقد ساختاری

فیلم همه چیز برای فروش نمونه ای از یک وسترن امروزی است.وسترنی که زمان و مکان در آن نقشی ندارد.اگر زبان فیلم ، فارسی نباشد هیچ نشانه ی خاص دیگری از وجود مکانی مشخص در فیلم دیده نمی شود.داستان فیلم  می تواند متعلق به هر زمان و مکانی باشد. البته داستان کمی شبیه داستان فیلم فارسی های قبل از انقلاب است ولی آن چه این فیلم را از این دام می رهاند راه حل های نسبتا معقولی است که قهرمان برای خروج از بن بست استفاده می کند. اکبر به جای رفتن به سراغ آدم کشی و زدن بانک و مسائلی از این دست ، سعی می کند از طریق خرید و فروش چک سوخته و شر خری پول مورد نیاز برای درمان برادرش را تامین کند.راهی که اکبر آن را بر می گزیند بهترین راه حل نیست اما تماشاچی برای انتخاب چنین راه حلی اندکی به او حق می دهد.اما مشکلی که فیلم با آن روبروست و به همین دلیل نمی تواند تماشاچی را با خود همراه کند ، نحوه ی نشان دادن تغییرات روحی اکبر است.اکبر خیلی زود تبدیل به یک بزن بهادر می شود.وقتی اِتی که همه کاره ی اکبر برای نقد کردن چک هاست از او جدا می شود ، اکبر بلافاصله تبدیل به یک شر خر ماهر می شود. برای این تغییر  هیچ فکتی از قبل ارائه نشده و به همین  دلیل این تغییر ناگهانی برای مخاطب باورپذیر نیست.ثقفی می توانست با نمایش چند اقدام ناموفق از اکبر رفته رفته او را به انسانی بی رحم تبدیل کند.این مشکل جایی اساسی تر می شود که اکبر بعد از چند بار درگیری توسط یک راننده ی ضعیف الجثه مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.

هرچند بازی بازیگران آزار دهنده نیست ولی در مجموع انتخاب بازیگران دچار نقص است. این نقص در انتخاب اتی کاملا آشکار است.بازی ابر،  هم بر خلاف بازی های سابقش کنترل شده تر و متفاوت تر است ولی در مجموع این نقش برای ابر نوشته نشده.نه شرایط فیزیکی او برای این نقش مناسب است نه نحوه ی دیالوگ گویی اش.ابر نمی تواند دیالوگ های خشن را به خوبی ادا کند و لحن بیان او بیشتر به التماس نزدیک است.ثقفی می توانست  با انتخاب بازیگران بهتر تماشاچی را به فیلم نزدیک تر کند و اثرش را تا سطح یک کار خوب بالا بیاورد.
از نکات مثبت فیلم می توان به فضاسازی آن اشاره کرد که این فضاسازی مدیون طراحی صحنه  و انتخاب لوکیشن  فیلم است. در مورد تصویر هم باید گفت قاب های بسیار به قاب های سینمای وسترن نزدیک  است.نماهای باز ، بیابان های وسیع ، جاده های بی پایان ، مغازه های از کار افتاده،شخصیت های سیاه و سفید ، قاب اسکوپ برای نمایش حقارت انسان در دل طبیعت همه و همه از المان های ژانر وسترن است که برای کمک به این فضاسازی به کار گرفته شده است.استفاده از لوکیشن های متعدد و جدید را نیز می توان به نقاط قوت فیلم افزود. از ایرادی که می توان به تصویر فیلم گرفت حرکات های زائد دوربین است که با بسامد بالا استفاده می شود.این حرکات که بیشتر توسط کرین انجام شده در بعضی موارد به تناسب محتوا مورد استفاده قرار نمی گیرد و فقط یک بازی تصویری ست برای حفظ ریتم اثر.    

در مجموع ثقفی توانسته در زمینه ی فرم گلیم خود را از آب بیرون بکشد.اما نداشتن خرده روایت ها ، تحول آنی شخصیت اکبر و مهم تر از همه گره افکنی ضعیف اثر – سربازی که در حین انجام وظیفه دچار حادثه می شود ، تمام هزینه های درمانش توسط بیمه نیروهای مسلح تامین می شود - باعث شده همه چیز برای فروش نتواند نظر مثبت منتقدان و تماشاچیان را به خود جلب کند.

 

نقد محتوایی

فیلم در محتوا نیز وام دار سینمای وسترن است.همان طور که قهرمان های سینمای وسترن عمل گرا رفتار می کنند اکبر نیز در فیلم  از شخصیتی منفعل – صحنه های حضور او در بایگانی- به شخصیتی عمل گرا تبدیل می شود.مهم ترین ویژگی شخصیت های پراگماتیست یا عمل گرا تلاش برای رسیدن به قدرتی است که از طریق آن بتوانند به خواسته های خود دست یابند.جان ِ کلام در مورد عمل گرایی این است که : اگرتوان انجام کاری را داری پس محق هستی.اکبر می تواند چک های سوخته را به پول نقد تبدیل کند پس این پول حق اوست.شخصیت عمل گرا می تواند خواسته های خود را بر جمع تحمیل کند چون قدرت آن را دارد.
در منطق عمل گرایی نتیجه گرایی جزئی از محق بودن است. در این رهگفت، هدف مشروعیت می آورد به بیان روشن تر هدف وسیله را توجیه می کند.این جمله اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی سینمای وسترن است.همه چیز برای فروش به همین دلیل می تواند  خود را از فیلم فارسی های قبل از انقلاب جدا کند.ثقفی همه چیز را بر اساس وسترن پیش می برد تا بتواند نتیجه ی مورد نظرش را از طریق این منطق سینمایی به مخاطب القا کند و تماشاچی هم باید –لابد- با تماشای نمای پایانی فیلم که برادر اکبر از بیابان به منطقه ای سرسبز می رسد ، این نتیجه را بپذیرد.

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.