این نقد بر اساس نسخه ی نمایش داده شده در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

عوامل فیلم

نویسنده ،تهیه کننده و کارگردان: هاتف علیمردنی
بازیگران:مهرداد ماکویی،نوید لایقی مقدم،حسام محمودی،حمید فرخ نژاد،هانیه توسلی،نازنین بیاتی

 

خلاصه داستان

سینا پسر نوجوانی است که علاقه و استعداد زیادی درموسیقی دارد.مادرش ده سال پیش آن ها را رها کرده و به خارج از کشور رفته است.سینا با پدرش (حمید فرخ نژاد) ،خواهرش و برادر معلولش زندگی می کند. سینا با پدرش علیرضا اختلافات شدیدی دارد که بخشی از آن به دلیل  محدودیت هایی ست که علیرضا برای او  ایجاد کرده است تا از طریق آن سینا را به درس خواندن ترغیب کند. سینا که در سنین نوجوانی قرار دارد و نیاز مند احترام و توجه ویژه از جانب اطرافیان خود است ، سر خورده از بد رفتاری های خانواده با خواننده ی رپی به نام ام جِی آشنا می شود.ام جی برای ضبط موسیقی و تهیه ی آلبوم خود به پول نیار دارد و به همین دلیل به سینا نزدیک می شود تا از طریق تلکه کردن او پول لازم خود را بدست آورد.سینا از طریق ام جی به دنیای جدیدی وارد می شود که حریم های قبلی را برای او می شکند و او را مرکز توجه قرار می دهد .ام جی پای سینا را به دنیای ارتباط های دختر و پسری و فضای مخدرات باز می کند و حتی به حامد هم مواد می دهد.حامد با استعمال مواد بیماریش تشدید می شود و همین عامل تلنگری برای قطع رابطه سینا با ام جی. ام جی که با رفت و آمد به خانه ی سینا دفتر خاطرات خواهر او را  دزدیده بود از خواهر سینا باج خواهی می کند .سینا متوجه این موضوع شده و برای نجات خواهرش دست به کار می شود . بعد از درگیری سینا و ام جی ،رپر نوجوان با پول های پدر سینا فرار می کند . ام جی در حال فرار با مینی بوسی تصادف می کند و مرگ پایانی است برای بازی هایی که او آغاز کرده بود.

 

نقد ساختاری

حتما متوجه این موضوع شده اید که خلاصه ی داستان نگارش شده در قسمت قبل ،شبیه یادداشت هایی ست که در نشریات و سایت ها برای تبلیغ فیلم های آخر هفته ی تلویزیون منتشر می شود و در حقیقت مشکل اصلی فیلم هم از همین جا شروع می شود.نحوه ی پرداخت به موضوع ساده انگارانه صورت گرفته است .ایده ی ابتدایی فیلم و گره هایی که در داستان ایجاد میکند ،تلویزیونی است و کشش لازم برای پیگیری از طرف مخاطب سینما را ندارد.در یک کلام ،مردن به وقت شهریور  تله فیلمی ست که به سینما آمده  و ساختار سینمایی پیدا کرده  است که این مشکل در پایان بندی فیلم  بیشتر به چشم می آید.
مشکل دیگری که فیلم با آن روبروست خلق شخصیت های زائد است. فیلم نامه شخصیت هایی را می آفریند که به روند داستان یا گره فیلم نامه هیچ کمکی نمی کند. در اسامی بازیگران فیلم نام هانیه توسلی دیده می شود که در نقش همسر علیرضا ظاهر می شود.ولی در خلاصه ی داستان اشاره ای به حضور او نشد.دلیلی هم به یاد کردن از او نیست چون بود یا نبود او به فیلم کمکی نکرده است فقط داستانک کوچکی است که در فیلم نه به درستی پرداخت می شود و نه به نتیجه می رسد.شاید علت اصلی استفاده از یک شخصیت زن تلطیف فضای مردانه ای ست که بر فیلم سایه افکنده.و یا نقش نازنین بیاتی که بسیار کمرنگ و بی رمق نگاشته شده .به لیست این شخصیت های زائد می توان صدف را هم اضافه کرد .شخصیتی که این عدم شخصیت پردازی باعث شده در بعضی سکانس ها به جای بازی کردن مقابل سینا  مانند یک تماشاچی  منفعل عمل کند.
به تصویر کشیدن دنیای نوجوانان مستلزم عبور از خط قرمز هایی ست که در سینمای ما اجازه ی عبور از آن داده نمی شود .بنابراین بهتر است فیلم ساز از طریق واکنش ها به فضا سازی این محیط بپردازد  نه از طریق کنش ها و نمایش اصل رویداد.در صحنه ی رقصیدن ام جی در خانه ی سینا  مقابل دخترها این تصنعی بودن مخاطب را سرد و از فیلم بیرون می اندازد.این مشکل در صحنه هایی که محل جمع شدن دوستان ام جی است نیز دیده می شود.
با توجه به این که بخشی از موضوع داستان به موسیقی مربوط است ولی خود فیلم از موسیقی خوبیی بهره نبرده است.موسیقی متن آن جا که باید شان روایتگری داشته باشد حسی عمل می کند و در جایی که باید به انتقال احساس به مخاطب تلاش کند شان روایت گری پیدا می کند.

 

نقد محتوایی

با تمامی مشکلاتی که در فیلم دیده می شود جسارت آقای علیمردانی  قابل تقدیر است که در اثر خود به موضوع پر چالشی پرداخته است . علیمردانی از غرض ورزی و سیاه نمایی اجتمایی پرهیز کرده و مسئولیت اقدامات فرد را به گردن اجتماع  نمی اندازد.با این همه این سوال در ذهن مخاطب باقی می ماند که  چرا سینایی که این چنین در مقابل عرف های اجتماع و خانواده اش عصیان می کند ،در واکنش به اقدامات ام جی از موضع ضعف واکنش نشان می دهد؟

 از طرف دیگر نقش جامعه –در این جا منظور خانواده است - در حل مشکلات فرزندان نادیده گرفته شده است.سینا با مشکلی روبرو شده و پس از تلنگری که ناشی از تشدید بیماری حامد است خودش اقدام به حل این مسئله می کند.مخاطب شاهد بوده که در مشکل ایجاد شده برای سینا  بخشی از تقصیر ها به گردن خانواده و رفتار آن ها گذاشته می شود پس برای رفع این مشکل هم خانواده می بایست در حد خود نقش ایفا می کرد.
در مجموع می توان  گفت مردن به وقت شهریور  فیلم  شریفی است اما از پختکی لازم برای درگیر کردن مخاطب و تاثیر بر افکار آن عاجز است و مانند  نمونه های دیگر گونه ی خود، فقط به طرح موضوع می پردازد و از ارائه راه حل خود داری می کند. با توجه به مسائل اجتماعی که کم و بیش همه ی خانواده های شهری با آن روبرو بوده اند وقت ارائه ی راه حل از طرف هنرمندان رسیده است.چرا که در حال حاضر همه پذیرفته اند که چنین مشکلاتی وجود دارد و یاد آوری آن کمکی به حل مسئله نخواهد کرد. و این همان مشکلی است که در تلویزیون هم با آن روبرو هستیم.طرح مسئله ، جذب مخاطب و ناتوان در جمع بندی و نتیجه گیری.