عوامل تولید

نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان: رضا درمیشیان
بازیگران: باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، رضا کولقانی و وحید قاضی‌زاهدی

 

خلاصه داستان

نوید جوان شهرستانی ساکن تهران است که در پی وقایع سال 88 از دانشگاه اخراج شده است.او تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرد تا شرایط مساعدی را برای ازدواج با ستاره پیدا کند.

 

نقد ساختاری

فیلم با شروعی کوبنده مخاطب را در دل ماجرا قرار می دهد و رفته رفته اطلاعات مورد نیاز برای شخصیت ها را در اختیار تماشاچی می گذارد.با وجود توضیحات ابتدایی محدود درباره ی شخصیت ها فیلم از ریتم تند و مناسبی برخوردار است که می توان گفت تا پایان هم این ریتم مناسب خود را حفظ کرده است.این ریتم مناسب به دلیل وجود خرده روایت هایی است که با بسامد بالا در فیلم تکرار می شوند و با تدوین ماهرانه ی هائده صفی یاری زنجیر وار به دنبال هم می آیند.این تدوین مناسب در حفظ پیرنگ داستانی کمک زیادی به فیلم کرده است.البته مشکلی که صفی یاری در تدوین با آن روبرو است نبود راش های کافی برای ارتباط بین سکانس های مختلف است که صفی یاری با قرار دادن نمایی از شهر یا نمایی از حرکت تند خودروها در اتوبان این مشکل را از سر خود باز کرده است. از بین تمام خرده روایت ها داستان جوانان هم اتاقی نوید دل چسب تر از سایر داستانک هاست و جا داشت فیلم با تمرکر بیشتری داستان آن ها را نیز به سر انجامی می رساند.هر بار نوید به دنبال شغل جدیدی می رفت یک داستان کوتاه شروع می شد و با نپذیرفتن یا نا موفق بودن در آن ماجرا پایان می یافت ولی داستان رضا بندری و تارانتینو نیمه کاره رها می شود. این دو شخصیت چند باری فضای فیلم را برای نفس گرفتن تماشاچی مهیا می کنند بدون  آن که تماشاچی را  از قصه ی اصلی جدا کند.فیلم در ساخت وامدار فیلم تحسین شده ی مرثیه ای برای یک رویا اثر دارن آرنوفسکی است .حتی حال و هوای شخصیت فیلم هم بسیار به شخصیت اصلی فیلم آرنوفسکی نزدیک است.عصبانی نیستم در مقایسه با فیلم  مرثیه دو مشکل عمده دارد:
اول این که در فیلم آرنوفسکی پایان بندی فیلم کاملا منطبق با فضای سیاه و خشن فیلم است ولی در فیلم درمیشیان عملا پایانی برای فیلم وجود ندارد.زمانی که ما شاهد آن همه مصائب و مشکلات در جامعه هستیم توقع سر انجامی تاثیر گذار تر داریم.سر انجامی که با حس و حال فیلم نزدیک باشد.با این پایان بندی برداشت مخاطب این است که نوید با گذر از سختی ها به خوشبختی رسید و در رویای نوید می بیند روز خوبی می رسد که همه چیز روبراه می شود.وقتی کارگردان در انتقاد از مشکلات آن قدر پا را فراتر از حد معمول می گذارد تماشاچی انتظار دارد این شجاعت در پایان بندی نیز لحاظ شود.
تفاوت دوم عصبانی نیستم با فیلم مرثیه استفاده ی بیش از حد درمیشیان از حرکات fast motion برای نشان دادن  گذر زمان است.تکرار این اتفاق با  بسامد بالا از کارایی  تکنیک کاسته است و زمانی که تماشاچی می بیند  این تصاویر تند دو یا سه بار بدون منطق داستانی تکرار می شوند نسبت به آن شرطی می شود.بهتر بود درمیشیان کمتر و در جای مناسب خود از این تکنیک بهره می برد تا تاثیر گذاری آن در ذهن مخاطب بیشتر شود.البته این اشکال آن قدر زیاد نیست که آسیب جدی به فیلم وارد کند.

 

نقد محتوایی

فیلم بی پرده به انتقاد از اقدامات دولت در دولت دهم می پردازد.حتی دو بار زمانی که مشکل نوید در پیدا کردن شغل و معضلات اقتصادی به اوج خود می رسید دو بار از صدای رئیس جمهور سابق استفاده می کند که در حال سخنرانی با این جملات است : "من می خوام از همین جا به همه ی دنیا اعلام کنم که ما مشکل اقتصادی نداریم و دولت ما پاک دست ترین دولت بوده است."
درمیشیان به کمک خرده روایت هایی که دارد توانسته اشکالات دوره ی احمدی نژاد را به نمایش بگذارد بدون آن که بیش از حد گل درشت جلوه کند چون کاملا در راستای داستان فیلم است. به عنوان مثال در فیلم شخصیتی به نام شهرام وجود دارد که رقیب عشقی نوید است.شهرام پسر بیست و سه ساله ایست که پدرش کارگر بوده و در حال حاضر صاحب یک برج کامل در تهران است .وقتی نوید برای مقابله با شهرام به برج او می رود در لابی ساختمان صحنه های سخنرانی مرتضوی-دادستان سابق تهران-در حال نمایش است .بعد از حضور شهرام متوجه شباهت این شخصیت با چهره ی بابک زنجانی هستیم.والبته نام شهرام هم یاد آور شهرام جزایری است.فیلم ساز از طریق دانسته های قبلی تماشاچی فساد برخی مسئولین را  به علنی ترین شکل ممکن و با تصویر و صدای آن ها به نمایش می گذارد.فیلم تنفر خود  از قشر مذهبی را هم پنهان نمی کند و هر جا که ممکن باشد به صورت های گوناگون انتقادات خود را متوجه آن ها می کند.البته در این مورد بیشتر شبیه دشنام گویی عمل می کند تا انتقاد کردن.
فیلم از این تکه پرانی ها کم ندارد.جایی دیگر به حصر مصدق اشاره می کند و از زبان نوید می گوید با حصر مصدق او را محدود نکردند و فقط فکر خود را کوتاه کردند. یا مثال دیگر آن ستاره دار بودن نوید است.فیلم ساز هر چه در دل داشته به ویژه درباره ی وقایع سال 88 به یک باره روی پرده ریخته است.البته شعارهای  فیلم نسبت به  قصه های رخشان بنی اعتماد بهتر عمل کرده است.
به طور کلی این فیلم هم مانند چند نمونه ی دیگرش در جشنواره سال گذشته به دنبال عقده گشایی  چهار سال گذشته است و به همین دلیل کارکرد خود را در زمان محدود می کند و حتی در صورت اکران فیلم هم با وجود کیفیت فنی قابل قبولش، در گذر زمان فراموش خواهد شد.