عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : هاتف علیمردانی

تهیه کننده : منصور لشکری قوچانی

بازیگران : حامد بهداد، باران کوثری، بهناز جعفری، هانیه توسلی، فرشته صدر عرفایی

 

خلاصه داستان

مهرداد و رعنا روز های پراسترسی را پشت سر می گذارند. رعنا در آستانه هفت ماهگی قرار دارد و سابقه سقط شدن جنین را دارد. مهرداد ، رعنا را متقاعد می کند برای دو ماه آخر دوران بارداری نزد خانواده اش برود. دیدار بعدی  آن ها در بیمارستان  اتفاق می افتد.

 

نقد فیلم

همان طور که هر مظروفی را نمی توان در هر ظرفی ریخت ، هر مضمونی را نمی توان با هر فرمی ارائه نمود. اما می توان هر مضمونی را -چه خوب و چه بد-  در فرمی متناسب و  به بهترین شکل ساخت. شاهد مثال این حرف فیلم "نوح" ساخته دارن آرنوفسکی است که داستان آن با دانسته ها و اعتقادات همه ادیان در تضاد است اما خودِ اثر با ساختار منسجمی که دارد بیننده را متقاعد می کند که نوحِ داستان ما این گونه بوده است. هدف از مقدمه ذکر شده شفاف کردن این نکته است که می توان فیلمی با مضمونی منفی ساخت اما با فرمی درست ، دراماتیک و لذت بخش .

هفت ماهگی هاتف علیمردانی با وجود پیشرفت هایی که نسبت به "کوچه بی نام" و آثار قبلی اش دارد،در داستان هفت ماهه است و به نظر می رسد چکش کاری های لازم برای نوشتن داستان انجام نشده است. اثر در ساخت مشکل اساسی ندارد و از این لحاظ پیشرفت قابل توجهی نسبت به "کوچه بی نام" کرده است . البته "هفت ماهگی" مانند هر اثر دیگری نواقصی دارد که لطمه عمده ای به شاکله فیلم نزده است و مشکل اصلی در دل داستان نهفته است.

خلاصه داستان با آن چه که در فیلم مشاهده می شود تفاوت عمده ای دارد.خلاصه داستان فقط آغاز و پایان  فیلم در بر می گیرد و اتفاقاتی که بین این دو نقطه رخ می دهد با پیرنگ اصلی داستان تناسبی ندارند و صرفا برای پرکردن فضای خالی داستان از آن استفاده شده است. استفاده از خرده روایت ها به خودی ِ خود نکته مثبتی است اما علیمردانی در این زمینه دو نکته اساسی را نادیده گرفته است. اول آن که این داستانک ها  می بایست سرانجام مشخصی داشته باشند و از طریقی به پیشبرد داستان کمک نماید . این مشکل در داستانک طناز و فرزاد بیش از سایر بخش ها رخ نمایی می کند . مشکل دوم هم راستا نبودن داستانک های ایجاد شده با پیرنگ اصلی داستان است. حقیقت آن است که تم داستان در میان بلبشوی  خرده روایت ها گم می شود. در جواب دوستانی که معتقدند این هم نوعی از روایت داستان است ، ذکر این نکته ضروری است که سینما هم ، مانند هر شاخه دیگری از هنر اسلوب و روش های خاص خود را دارد. فیلمساز یا  منطقی ضد روایی دارد یا دنباله روی سینمای قصه گو است . از نظر نگارنده حرکت های پرشی میان این دو منطق ، هفت ماهگی را در فضایی برزخ گونه قرار داده است که بیننده در قبال آن بلا تکلیف است و روابط علت و معلولی اتفاقت را درک نمی کند . در "هفت ماهگی" مسائل با توجه به روحیه و رفتارهای شخصیت ها توجیه می شوند. مانند نحوه قانع شدن یا برگشتن رعنا از مرزن آباد.

 هفت ماهگی در نمایش داستان از دو مشکل اساسی رنج می برد. مشکل اول انتخاب نادرست بازیگران مکمل و بازی اگزجره آن ها است که بروز تمام و کمال آن در بازی آهنگرانی قابل مشاهده است. رفتارهای آهنگرانی و توسلی ذهنیت درستی از شخصیت های آن ها به بیننده نمی دهند. نه حدود سن و سال آن ها مشخص است ، نه بازه تغییرات رفتارهای روان پریشانه شان.

مشکل دوم فیلم در ارائه کردن تصاویر پر تنش است. زمانی که فیلم مملو از دعواهای کلامی و بگو مگو در فضایی بسته است ، کات زدن از صورت یکی از شخصیت ها به صورت نفر بعد ، بیشتر برای تله تئاترهای تلویزیونی استفاده می شود نه سینما. فیلمساز باید متناسب با  داستان و منطق روایی اش با استفاده از حرکت شخصیت ها و دوربین، میزانسن متناسب را برای نمایش تنش و فضای ملتهب سکانس به کار گیرد. میزانسن و دکوپاژ استفاده شده در "هفت ماهگی" -به غیر از سکانس درگیری فزاد و مهرداد- مناسب برای تم موضوعی اثر نیست و می توان از آن برای نمایش فضایی دراماتیک هم استفاده کرد.

لازمه انتقاد اجتماعی در سینما و هر حوزه دیگری خیرخواهی است . برای انتقاد از رفتاری خاص در یک جامعه قرار نیست هر آنچه در عالم و آدم وجود دارد مورد هجمه قرار گیرد. در " هفت ماهگی"  شخصیت مثبت قابل اتکا وجود ندارد و امثال نسرین و همسرش یا حتی مادر مهرداد هم که نسبت به سایرین در معرض اتهام قرار ندارند ، بیشتر شبیه انسان های عقب افتاده رفتار می کنند و از روی سادگی با دیگران تعامل        می کنند تا خیر خواهی.

خیانت در میان شخصیت های فیلمی با بسامدی بسیار بالا نمایش داده شده است . مضحک آن که       شخصیت ها دلیلی برای این رفتارها ندارند . در سایر فیلم هایی از این دست ، فیلمسازان  لا اقل با دراماتیزه کردن  مسائل فضایی ایجاد می کردند که بیننده در پس ذهن توجیهی برای این رفتار شخصیت ها پیدا کند اما شخصیت ها در "هفت ماهگی" بی دلیل علاقه به خیانت کردن دارند : سالومه چند پسر را با خود همراه می کند بدون هیچ دلیلی و طناز همسر خود را به امید فرد دیگری رها می کند باز هم بدون دلیل. جامعه ای که علیمردانی در هفت ماهگی ایجاد کرده است بیش از آن که شبیه به نمونه ای کوچک از یک جامعه واقعی باشد به بیمارستان نارسایی های روانی شباهت دارد.

سال های زیادی از آغاز ساخت فیلم های اجتماعی در ایران می گذرد و ما هنوز نتوانسته ایم به فرمی قابل قبول برای ارائه درست نظرات منتقدانه بر پرده نقره ای دست پیدا نمی کنیم. هیچ کس فضای موجود در جامعه را ایده آلی بی همتا نمی داند اما نمایش بی پرده ، غیر واقعی و مغرق از مشکلات موجود به غیر از مسموم کردن محیط زندگی کاربرد دیگری ندارد. به امید روزی که نقد اجتماعی جایگاه واقعی خود را بیابد و دیگر تریبونی برای عقده گشایی سیاسی هیچ گروه و دسته ای نباشد.