این نقد بر اساس نسخه ی نمایش داده شده در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

 

عوامل فیلم

کارگردان و تهیه کننده: سیدرضا میرکریمی

نویسنده: شادمهر راستین و سیدرضا میرکریمی

بازیگران: پرویز پرستویی، سهیلا گلستانی، شبنم مقدمی، حسام محمودی، اشکان جنابی، روزبه حصاری ، آوا شریفی

 

خلاصه داستان

زن جوان ناشناسی موقع وضع حملش است سوار تاکسی مردی می شود تا وی را به بیمارستان برساند. از آنجایی که زن کس و کاری ندارد و تنهاست، مرد سعی دارد در بیمارستان به وی کمک کند. مرد آدمی ساکت است که فقط می خواهد به دختر کمک کند، به همین دلیل اهالی بیمارستان نسبت به وی بد گمانند.

 

نقد فیلم

رضا میرکریمی بعد از تجربه ی موفق به همین سادگی باز هم به سراغ فیلمی شهری رفته است. به همین سادگی بیشتر به موضوعات اجتماعی زندگی زنان خانه  دار در جامعه شهری می پرداخت که البته در حین روایت نیم نگاهی هم به مسائل اخلاقی داشت.اما امروز تمام توجه خود را بر موضوعات اخلاقی گذاشته است. به نظر می رسد میرکریمی  در امروز –همان طور که خودش هم اذعان داشته- به دنبال نوعی از عرفان شهری است که  واکنشی است به کم رنگ شدن  فضای اخلاقی در جامعه ی امروز ماست.فضایی که ریختن آبروی دیگران دیگر قبح زیادی ندارد و حتی در رسانه ی ملی هم به از این دست بی انصافی ها کم رخ نمی دهد.

­­­­­شخصیت اصلی داستان مدام زیر رگبار تهمت هایی است که آبروی او را هدف گرفته اند.از پرستار و پزشک گرفته تا دربان بیمارستان.این فضای بی اخلاقی به تحصیلات و جایگاه اجتماعی افراد ارتباطی ندارد و همه گرفتار این بی اخلاقی در جامعه هستند.
کارگردان برای بیان این معضل داستان گویی را مناسب ندیده است و سعی داشته با کمک گرفتن از سینمای پست مدرن و تا حدودی الهام از سینمای موج نو ی فرانسه شخصیت پردازی را جایگزین داستان فیلم کند ، تا تماشاگر به جای توجه به داستان ، از میان دیالوگ ها و خرده روایات فیلم مضمون را دریافت کند.متاسفانه به نظر می رسد که نویسنده و کارگردان به خوبی از پس این کار بر نمی آیند. آن ها تلاش می کنند با قاب بندی های جذاب و بدیع و اضافه کردن خرده روایاتی در داستان روند کند فیلم را بهبود ببخشند اما برای بهبود ریتم فیلم به توفیقی دست پیدا نمی کنند. مشکل دیگر در نحوه ی روایت ثابت نبودن استراتژِ روایت داستان است.این مشکل در پایان بندی به وضوح خود را نشان می دهد. تماشاگر که در انتهای کار دریافته می بایست به صورت نمادین به اتفاقات فیلم نگاه کند ، تازه در ده دقیقه ی پایانی با داستان گویی فیلم روبرو می شود( شاید میر کریمی قصد داشته در نحوه ی روایت اثرش نوآوری داشته باشد که البته موفق نبوده است ). بهتر بود امروز ساختار روایت داستان را بدون تغییر پیش می برد تا بیننده پس از تماشای فیلم خود را برای رمز گشایی از اتفاقات درگیر کرده و تاثیر فیلم  برایش پایدار باشد.ولی با این پایان بندی "امروز" داستانی می شود مانند سایر داستان ها که بیننده ازکنار آن عبور می کند. امروز با توجه به تم اصلی اش آن قدر که می بایست نتوانسته مخاطب را درگیر کند و روی آن تاثیر بگذارد.

"امروز " در داستان ضعیف و در تصویر قدرت مند است. این بار بر خلاف یه حبه قند لوکیشن های فیلم زیبا نیستند اما تصاویری که به مخاطب ارائه می شوند جذابیت بصری دارند و همین عامل باعث شده از زهر موضوع تلخ فیلم کاسته شود و اثر در دام سیاه نمایی و چرک نشان دادن جامعه  نیفتد .قدرت نمایش تصویر و کادر بندی ها در امروز بی نظیر است.این قوت نتیجه ی دید گرافیکی میرکریمی و قاب  بندی مهندسی بهمنش است.تماشاگران حتما اتو شات های عالی ابتدای فیلم را به یاد دارند.اتوشات هایی که شاخص جدیدی را برای سایر آثار تعریف می کند. از نقاط قوت دیگر فیلم بازی سهیلا گلستانی است.معصومیت و مظلومیت در بازی او قابل درک است .از جریان خود خارج نمی شود وکنترل شده به کار خود ادامه می دهد.از بازی خوب شبنم مقدمی هم نباید گذشت .هر چند به نظر نگارنده آن قدر ها خوب نبود که مستحق دریافت سیمرغ باشد –مبارکش باشد-. بزرگترین ویژگی بازی مقدمی صمیمیت در بازی است به شکلی که مخاطب احساس می کند هر روز بسیاری از آدم های از این دست را در اطراف خود می بیند. البته نبایست از قدرت بازی گرفتن کارگردان هم غافل شد و به طور حتم بخش زیادی از این موفقیت مرهون تجربه ی میر کریمی در کار با بازیگران بزرگ  است.

در کنار تمام مطالب ذکر شده  از این نکته هم ناید غافل شد که تلاش میر کریمی برای تجربه های جدید در فرم و توجه به موضوعات اساسی و ایدئولوژیک در محتوا قابل ستایش است.او با این که بهتر از همه ی ما می داند ممکن است تجربه های جدیدش به کیفیت  آثار قبلش نباشد  اما باز هم با شجاعت ریسک می کند تا مخاطبان جدی تر سینما را دلگرم کند که هنوز هم افرادی هستند تا برای نوآوری و ارتقای سینمای کشور تلاش می کنند. این تجربه گاهی موفق است و یه حبه قند از آب در می آید و گاهی هم ساده تر است و می شود امروز.با این حال امیدوارم رضا میر کریمی تا پایان زندگی مدام در مسیر تکامل ، یادگیری و خلاقیت قدم بردارد.